گذر عمر در مشهد 5 - تاریخ: 1396/3/31 ساعت: 7:03
اینم از یه روز دیگه که سپری شد زهرا امروز دندون درد گرفته بود... چرک کرده بود و گلوش هم درد گرفته بود... رفت دکتر بهش چرک خشک کم داد... بهش گفتم واسه بچه ضرر نداشته باشه؟ گفت دکنر گفته چرکش بیشتر ضرر داره... خداروشکر الان بهترهصبحی مامان گفت انگار عزیز و اینا می خواند بیاند مشهد... گفتم عجب دعاهامون
گذر عمر در مشهد 1 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 6:26
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
گذر عمر در مشهد 2 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 6:26
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
گذر عمر در مشهد 3 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 6:26
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
گذر عمر در مشهد 4 - تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 6:26
خب خداروشکر اینم از امروز دیروز نشستم و تفسیرو خوندم... خیلی هم سخت ولی قشنگ بودیکم هم از مطالعات خوندم دیروز زهرا اینجا خوابید... عصری نفیسه پیام داد که امشب منتظرمونی؟گفتم نه چطور؟ گفت خیلی بدی آخه گفته بودم میام واسه همین گفتم شاید منتظری... سوتی داده بودم بدجور... بهش گفتم که میخواییم با مهدی ای
خرید بلیط - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:08
بعد از اذان رفتم که بلیط قطار بخرم کلی توی سایت رجا ثبت نام کردمیه بلیط واسه چهارشنبه یعنی فردا پیدا کردم از دیشبش خیلی دلم یه جوری بود... شاید نگرانی شاید هم ترس... هرجی بود باید باهاش مقابله میکردم وگرنه این حس همیشگی میشد واسم و دیگه نرئت این کارو پیدا نمیکردم بابا اینا صبحی پشیمون شده بودند کلی
خواب - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 6:36
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
گذر عمر در یک شب - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 6:36
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
سحری - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 6:36
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
روزه - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 22:37
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
مشهد - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 22:37
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
کمک ها ی بی خواصیت - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 9:00
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
غمکده - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 9:00
حالم خوب نیست نمیشه این همه حال بد و غم و غصه و اشک را اینجا نوشت که بشه حسش کرد هرکسی توی هر دوره ای غمی داره که براش مهمه... هیچی وقت هیچکسی نمیتونه غم دیگری را درک کنه چون علایقش مثل اون نیس ، وقتی خانواده ی ام که برام همه چیزم بود داره از چنگم درمیاد و دارم بدبخت میشن چقدر غمناکه هیچکس نمیفهمه چ
دلیل مرگ - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 9:00
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
مامان - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 9:00
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
پشت بام - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 9:00
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
ادامه ی پشت بام - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 9:00
اون بالا داشتم به ستاره ها چشمک میزدم زینب پیام داد خوبی؟... گفتم مگه فرقی میکنه!؟... گفت اگه فرق نداره دیگه ازم نپرس که خوبم یا نه... بعدش هم من از دلش درآوردم و هم اون از دلمبعد هم دایی اومد که منو ببره پیش خودش خونشون... نرفتم... هنزفریم را کردم توی گوشم و آهنگ پرنده قیمشی و معین را پلی کردم و ا
احوالات درونی - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 9:00
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
احوالات2 - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 9:00
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،
تولد مامان - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 2:07
دنگ...، دنگ ....ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر این فکر که این دم گذر استمی شود نقش به دیوار رگ هستی من.لحظه ام پر شده از لذتیا به زنگار غمی آلوده است.لیک چون باید این دم گذرد،پس اگر می گریمگریه ام بی ثمر است.و اگر می خندمخنده ام بیهوده است.دنگ...، دنگ ....لحظه ها می گذرد.آنچه بگذشت ،